|
|
|
|
مقدمه
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 21:39 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
مديريت علمي: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود. مديريت علمي: مديران بعضي وقتها استعفا ميدهند. مديريت علمي: افراد از مشاغل پايين شروع ميكنند و به تدريج ممكن است مدير شوند. مديريت علمي: براي يك پست مديريت، دنبال مدير ميگردند. مديريت علمي: يك كارمند ساده ممكن است ۳سال بعد مدير شود. مديريت علمي: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسي حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مديريت ميكنند. مديريت علمي: اگر كسي از كار بركنار شود، عذرخواهي ميكند و حتي ممكن است محاكمه شود. مديريت علمي: مديران بصورت مستقل استخدام و بركنار ميشوند، ولي بصورت گروهي كار ميكنند. مديريت علمي: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي ميدهند و با برخي مصاحبه ميكنند. مديريت علمي: زمان پايان كار يك مدير و شروع كار مدير بعدي از قبل مشخص است. مديريت علمي: همه ميدانند درآمد قانوني يك مدير زياد است. مديريت علمي: شما مديرتان را با اسم كوچك صدا ميزنيد. مديريت علمي: براي مديريت، سابقه كار مفيد و لياقت لازم است.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 6:23 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
ظهور مدیریتانسان از اولین روزهای خلقت خود با مفهوم مدیریت همراه بوده است. اما برای اولین بار این چینیها بودند که در حدود 1100 سال قبل از میلاد مسیح, به صورت سازمانیافته چهار وظیفه مدیریتی برنامهریزی, سازماندهی, رهبری و کنترل را تجربه کردند. بعد از آنان نیز ایرانیان, مدیریت را با تجربیات و نگرشهای خود آزمودند. در حدود سالهای 350 تا 400 قبل از میلاد, یونانیان مدیریت را به عنوان یک هنر متمایز تشخیص داده و رویکردی علمی را برای آن ابداع نمودند. در آغاز قرن بیستم, مدیریت به عنوان یک رشته و مقوله رسمی و ساختیافته مطرح شد. اولین مفاهیم مدیریت و تاثیرات آناناولین مقولات کلیدی که باعث تعویق رشد و شکوفایی کسبوکارهای گذشته میشدند ارتباطات و حملونقل بودهاند. به مرور زمان و با تسهیل و بهبود این دو, شرکتها مسیر رشد خود را با شتاب در پیش گرفتند و هر روز پیچیدهتر شدند. در چنین شرایطی کوچکترین ارتقا و بهبودی در شگردهای مدیریتی باعث بروز تغییرات قابلتوجهای در کمیت و کیفیت تولیدات میشد. ظهور عوامل زیر در این عرصه, نقشی کلیدی در رشد شرکتها و سازمانها بازی نمود :
رویکردهای کلاسیکدوره مابین سالهای اواسط قرن نوزدهم تا اوایل دهه 1950 میلادی را میتوان دوره کلاسیک دانست. از مهمترین رویکردهای متولد شده در این دوره میتوان به مدیریت سیستماتیک, مدیریت علمی, مدیریت اجرایی (یا اداری), مبحث روابط انسانی, و دیوانسالاری (تشریفات اداری) اشاره کرد.مدیریت سیستماتیکدر طول قرن نوزدهم, رشد کسبوکارهای آمریکایی بر محور ساخت و تولید متمرکز بود. در همین راستا:اکثر وظایف سازمانی تقسیم شده و توسط افراد متخصص انجام میشدند. در رویکرد سیستماتیک تلاش شد تا با تدوین رویهها و فرآیندهای بسیار مشخص برای امور, هماهنگی کارها تصمیم گردد. برای برآوردن این هدف:
مدیریت علمیدومین رویکرد مدیریتی را فردریک تیلور ابداع کرد که آن را به نام مدیریت علمی میشناسیم. این رویکرد مدعی بکارگیری روشهای علمی در تحلیل کارها و تعیین نحوه انجام و تکمیل وظایف تولید به صورت کارآمد است.تیلور چهار اصل را برای مدیریت علمی برشمرد:
مدیریت اجرایی (اداری)رویکرد مدیریت اجرایی بر غلبه نگاه مدیران ارشد در کل سازمان تاکید دارد و مدعی است مدیریت, یک حرفه است و قابل آموزش است. هنری فایول, یک مهندس معدن و مدیر اجرایی فرانسوی, کتابی را منتشر کرد که در آن به شرح تجربیات مدیریتی خود پرداخت. فایول, 5 کارکرد و 14 اصل برای مدیریت برشمرد. این 5 کارکرد عبارتند از: برنامهریزی, سازماندهی, فرماندهی, هماهنگسازی, و کنترل.چهارده اصل مدیریتی فایول بدین شرحاند:
روابط انسانیاین رویکرد کوشیده است تا چگونگی تعامل فرآیندهای روانشناسانه و اجتماعی افراد با شرایط کاریشان را (در راستای ارتقای عملکرد) درک نماید. رویکرد روابط انسانی, اولین رویکرد عمدهای است که بر روابط کاری غیررسمی و ارضای کارکنان متمرکز شد.مطالعات هاوتورن, سری آزمایشاتی است که از سال 1924 تا 1932 انجام شدند. در اولین مرحله از این آزمایشات (آزمایش روشنایی), شرایط کاری مختلف, بویژه روشنایی کارخانه, تغییر داده میشدند تا تاثیرات آنها بر بهرهوری مشخص گردد. محققان به این نتیجه رسیدند که کارگران در برابر پژوهشگرانی که ناظر آنان بودهاند واکنش نشان داده و متفاوت عمل کردهاند. این واکنش به اثر هاوتورن معروف شد. این نتیجهگیری, محققان را به این باور رسانید که بهرهوری بیش از آنکه متاثر از عوامل فیزیکی یا ملموس باشد متاثر از عوامل روانشناسانه و اجتماعی است. طرفداران نظریه روابط انسانی معتقدند مدیران باید بیش از گذشته به رفاه, انگیزش و ارتباطات کارکنان بپردازند. پژوهشگر دیگر حوزه روابط انسانی آبراهام مازلو است. مازلو در سال 1943 مدعی شد که انسانها دارای 5 سطح از نیاز هستند. پایهایترین نیازها, نیازهای فیزیکی افراد همچون غذا, آب و سرپناه است, و بالاترین سطح نیازهای او, خودیابی یا ارضای شخصی است. مازلو بیان داشت که مردم از ارضای نیازهای سطح پایین خود شروع کرده و به مرور به سطوح نیاز بالاتر دست مییابند. دیوانسالاریماکس وِبِر, جامعهشناس, حقوقدان و تاریخشناس آلمانی, در کتاب معروف خود ”نظریه سازمانهای اجتماعی و اقتصادی“ نشان داد که چگونه مدیریت میتواند کارآمدتر و منسجمتر عمل نماید:
رویکردهای نویناز جمله رویکردهای نوین در مدیریت میتوان به مدیریت کمی, رفتار سازمانی, نظریه سیستمها, و نگرش احتمالی اشاره کرد.
از جمله دیگر صاحبنظران در زمینه رفتار سازمانی میتوان به کریس آرجیریس (که استقلالعمل و مشاغل بهتر برای کارکنان را پیشنهاد میدهد) و رنیس لیکرت (که بر ارزش مدیریت مشارکتی تاکید داشت) اشاره کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 6:16 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
مقدمهبرابری زن و مرد به این معنی نیست که آن ها یکسان هستند. با قدرت گرفتن زنان در محیط کار اختلافات میان زنان و مردان در بین کارکنان جوان و حتا مسن نیز بالا می گیرد و ما متأسفانه باید شاهد این اختلافات در قسمت های مختلف سازمان باشیم. ازدفاتر تجاری گرفته تا کارخانه جات و میادین جنگ، امروزه که زنان در جلسات هیأت مدیره سازمان های بزرگ نیز اظهار وجود می نمایند و یا این که توانسته اند شرکت ها و سازمان های خود را تأسیس نمایند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شرکت تا میزان ۱۰۳ درصد افزایش یافته است در ده سال گذشته، این تفاوت ها و اختلافات در بین گروه های مدیریتی سازمان های بزرگ نیز پدیدار شده است تحقیقات نشان می دهد که روش ها و متدهای زنانه و مردانه در راهبری می تواند مؤثر باشد یعنی هر دو روش دارای تأثیرکذاری خاص خود می باشد، اما وقتی ما آن ها را در کنار هم به مقایسه می گذاریم متوجه می شویم که روش زنانه راهبری سازمان ها دارای امتیازات بیشتری است. دیدگاه زیست شناسیتفاوت میان دو جنس زن و مرد ریشه در دو عامل تغذیه و طبیعت دارد و فقط نمی توانیم بگوییم که جامعه است که مردان و زنان را شکل می دهد بلکه عوامل زیست شناختی نیز در این میان دارای اهمیت گسترده ای می باشند. محققین تفاوت های فیزیولوژیکی متعددی را کشف نموده اند. در سیستم عصبی خانم ها و آقایان، به طور مثال مغز آقایان حدود ده درصد بزرگ تر از مغز خانم هاست اما زنان دارای سلول های عصبی فعال بیشتری در بخش های خاص مغز می باشند. زنان معمولا دارای بخش کورپوس کولوسوم (corpus collusum) بزرگ تری هستند. (کورپوس کولوسوم به گروهی از سلول های عصبی گفته می شود که ارتباط میان دو نیم کره مغز را یعنی نیم کره چپ و راست شکل می دهد )، این باعث می شود که زنان در انتقال اطلاعات از یک نیم کره به نیم کره دیگر سریع تر باشند. یعنی می توانند از نیم کره چپ مغز که بیشتر فعالیت های محاسباتی و حرکتی را انجام می دهند به همان اندازه استفاده نمایند که از بخش احساسی و بصری نیم کره راست استفاده می کنند اما آقایان معمولا تنها قادر به استفاده از نیم کره چپ مغز خود می باشند. با رشد دختران و پسران، ما شاهد شکل گیری شخصیت ایشان از طریق قواعد و قوانین اجتماعی و محیط اطراف می باشیم ولی این نوع جنس (زن یا مرد بودن) انسان می باشد که رفتار و حساسیت وی را شکل می دهد. کلام ما از آن جا آغاز می شود که ما در صدد مقایسه دو دیدگاه مدیریتی زنان و مردان برمی آییم. دیدگاه مدیریتی مردان یا همان دیدگاه فرمان و کنترل و دیدگاه زنان یا همان دیدگاه مدیریت مشارکتی و توافقی. دبرا بورل مدیر آموزشی مؤسسه مریخ – ونوس در نیویورک می گوید: مدیران زن معمولا اشتیاق بیشتری به ساختن دارند تا به بردن. زنان معمولا مایل به دست یابی و حصول توافق هستند و مایلند تا عقاید و نظریات دیگران را نیز بشنوند و بالعکس آقایان فکر می کنند اگر از دیگران راهنمایی بخواهند آن ها به عنوان یک رهبر ضعیف که از داشتن پاسخ های مناسب بی بهره است شناخته می شوند.رهبری زنان
زنان در ارتباط، با مهارت هازنان در ارتباط، با مهارت های بیشتری عمل می کنندخیلی عجیب است نه؟ پس زنان به عنوان مثال در ارتباطات خود با افراد دیگر دارای مهارت بیشتری می باشند. شما احتمالا فکر می کنید که این ها جزء مهارت های کم اهمیت بوده و جزء عوامل اصلی رشد یک تجارت نمی باشد و یا ممکن است بگویید چگونه این خصایص زنانه باعث می شوند که مدیریت به شیوه بهتری انجام شود؟ در تجارت خانه های مقتصد امروزی که نهایت تمرکز بر افزایش بهره وری می باشد و کارکنان دارای شغل های مختلفی بوده و دارای صداقت لازم در کار می باشند و تکنولوژی باعث گردیده که حتی شرکت های کوچک در تلاش برای بازارهای جهانی باشند. این قدرت که احساسی را در کارکنان به وجود آورید که خود را مسئول، باارزش، و جدا از جمع احساس کنند، باعث یک برتری ویژه ای در سازمان شما می شود، و به قول جفری کریستین در این مقوله بعضی شرکت ها موفق می شوند و برخی خیر و این مسأله ناشی از نوع عمل کرد نیست بلکه ناشی از استعداد است و آن کس که بهترین تیم را دارد برنده نهایی خواهد بود. برخلاف آن چیز که باعث می شود برخی فکر کنند پول و سرمایه عامل اصلی می باشد، در موفقیت شرکت ها باید بگوییم که وجود افراد با استعداد و نگهداری آنان در شغل مربوطه، بسیار مهم تر می باشد و نگهداری افراد بااستعداد وابسته به نوع ارتباطی است که مدیران با آن برقرار می کنند.و این چیزی است که به قول کریستین، زنان قادر به انجامش به خوبی می باشند.به طور کلی زنان در انتخاب افراد آماده تر ظاهر می شوند و قدردانی ایشان نسبت به کار باارزش افراد بیشتر و بهتر است و به قول تری لبین زنان سؤال می کنند و مردان همیشه عادت به پاسخ گویی دارند و این تفاوت عمده زنان و مردان در هدایت و راهبری تیم ها می باشد. با توجه به این که زنان در شناساندن اهداف شرکت به کارکنان و قدردانی از زحمات ایشان قوی تر می باشند نتیجه می گیریم که زنان معمولا می توانند بهتر از مردان باعث شوند که کارکنان احساس ارزش و قدردانی نمایند و این یکی از راه های بسیار باارزش ارضای کارکنان با کم ترین هزینه می باشد و باعث می شود که کارکنان با ثبات و صداقت بیشتری در کنار شرکت به انجام وظیفه بپردازند. علاوه بر موارد مطرح شده درباره مهارت های زنان در رهبری، تحقیقات اخیر نشان می دهد که زنان در مهارت های خاص مردان نیز دارای قدرت بیشتری می باشند و این شاید به این علت باشد که تجربه چند سال اخیر مدیران زن باعث کسب چنین مهارت هایی نیز در ایشان شده باشد.یک تحقیق تأثیرگذار در سال ۱۹۹۶ توسط مایکل پراوت و جنت اروین نشان می دهد که برخلاف تحقیقات گذشته مبنی بر مهارت زنان در ارتباطات کامل نبوده و باید مهارت های محاسباتی ایشان را نیز به آن اضافه کرد. این تحقیقات هم چنین نشان می دهد که زنان دارای عمل کرد بهتری در دو نیم کره چپ و راست مغز می باشند. زنان در رفتارهای فردی استاندارد نوع بشر در سنین بین ۲۸ تا ۳۱ دارای ارزیابی ممتازتری می باشند و تنها فاکتوری که باعث بروز برخی ضعف ها در زنان می باشد بعد خود – مدیریتی است. به طور مثال بدترین نوع رفتار مشاهده شده در زنان در تسلط ایشان بر خستگی های جسمی و روحی می باشد. هنوز کارهای ناتمام زیادی مانده استظاهرا هنوز تعداد زنان مدیر در ۵۰۰ شرکت برتر جهان بسیار پایین می باشد. به طوری که از هر سه مدیر برتر تنها یک مدیر زن می باشد و به عقیده من این مشکل از آن جا ناشی می شود که زنان دارای مجال کم تری برای عرضه مهارت های مدیریتی خود بوده اند و هم اکنون با توجه به موفقیت های چشم گیر نیم قرن گذشته ایشان، بدون شک این برتری در حال کامل شدن می باشد و در نیم قرن آینده احتمال این که از هر سه مدیر موفق زن، تنها نسبت یک مدیر موفق مرد وجود داشته باشد بسیار بالاست. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 6:12 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
ریسک منابع انسانی مقدمه : یکی از مهمترین سرمایه های هر سازمان نیروی انسانی آگاه ٬ باتجربه و کاردان آن است و اثر بخش ترین دارایی برای ابقا بازدهی در هرسازمان ٬ نیروی انسانی می باشد اما در این رهگذر مخاطرات مختلفی وجود دارد که هر لحظه نیروی انسانی را در معرض تهدید قرار می دهند. سازمان های مواجه با ریسک نیروی انسانی در صورت از دست دادن پرسنل خود برتری های خود را نیز از دست می دهند در واقع اثرات افزایش این ریسک ها هم به منابع انسانی و هم به سازمان لطمه می زند و کاهش اثرات این ریسک ها در جهت کاهش هزینه های ناشی از ریسک ٬ کاهش استرس های ناشی از ریسک ٬ برنامه ریزی دقیق نیروی انسانی ٬ توانمند سازی نیروی انسانی و توسعه قابلیت ها و شایستگی های واقعی افراد برای سازمان ها مهم و ضروری است مفهوم ریسک : با توجه به تعاریف زیادی که در ارتباط با مفهوم ریسک وجود دارد ریسک را آقای وارد (2000) اثر تجمعی احتمال پیشامدهایی که ممکن است بطور مثبت یا منفی اهداف پروزه را تحت تاثیر قرار دهد تعریف کرده است . فرق ریسک و خطر : هرچیزی که بتواند باعث آسیب شود یک خطر نامیده می شود در عوض ریسک شانس (بالا یا پایین) اینکه چیزی توسط عامل آسیب زا صدمه خواهد دید انواع ریسک : 1- ریسک مالی : مربوط به بازار سرمایه است و بطور مستقیم بر سودآوری شرکت ها اثر می گذارند مانند ریسک نرخ سود ٬ ریسک نرخ ارز تغییرات سطح عمودی قیمت ها ٬ ریسک نکول و ریسک نقدینگی 2- ریسک غیر مالی : ریسک های غیر مالی محرک ریسک مالی هستند مانند ریسک مدیریت ٬ ریسک عملیاتی ٬ ریسک نیروی انسانی ٬ ریسک صنعت ٬ ریسک سیاسی ٬ ریسک قوانین و مقررات مراحل ارزیابی ریسک مهمترین بخشی ارزیابی ریسک عبارت است از این تصمیم که آیا یک عوامل اسیب زا و خطر آفرین قابل توجه هستند . چه مقیاسی باید برای کاهش خطر به سطح قابل قبول انتخاب شود ؟ برای ارزیابی ریسک باید جستجوی خطرات ٬ تعیین چگونگی آسیب ٬ ارزیابی ریسک ثبت یافته ها و بازبینی ارزیابی و تجدید نظر در آن صورت گیرد. تشخیص منابع ریسک ٬ اندازه گیری میزان ریسک ٬ ارزیابی میزان تاثیر ریسک مورد نظر بر کل سازمان و استراتژی های مالی و غیر مالی ارزیابی توانایی های سازمان در برنامه ریزی برای مدیریت ریسک یا استفاده از ابزارهای مدیریت ریسک و انتخاب ابزار های مناسب و مفید مدیریت ریسک از عناصر اصلی مدیریت ریسک می باشد ریسک منابع انسانی منظور از ریسک نیروی انسانی احتمال اینکه سازمان به دلیل از دست دادن کارکنان دانشگر و ماهر خود با خطراتی مواجه شود سازمان های مواجه با ریسک نیروی انسانی در صورت از دست دادن پرسنل خود برتری های خود را نیز از دست می دهند . در هر سازمان اثربخش ترین دارایی برای ارتقا بازدهی نیروی انسانی می باشد. در صورتی که کارکنان سازمان به میزان کافی آموزش دیده باشند و از احساس تعهد سازمانی در سطح بالا برخوردار باشند وقوع هرگونه نوسانات محیطی و عوامل دیگر٬ حداقل تاثیر را بر سازمان خواهد داشت . گزینش و استخدام ٬ آموزش و ارتقا ایجاد انگیزه و رضایت و سرانجام حفظ منابع انسانی از اهم موضوعاتی است که ریسک نیروی انسانی را به حداقل می رساند انواع ریسک درحوزه منابع انسانی با اقتباس از نظر پریچارد (2001) می توان ریسک های منابع انسانی را به شرح زیر گروهبندی کرد: 1- ریسک فنی : احتمال اینکه سازمان به واسطه فناوری های متداول در حوزه منابع انسانی با خطراتی مواجه شود مثل عدم تسلط پرسنل بانک به فناوری های نوین بانکی که می تواند برای بانک خطر ساز باشد 2- ریسک برنامه ای : احتمال اینکه فعالیت های سازمانی (بانک) به واسطه عوامل خارج از کنترل مدیریت در حوزه منابع انسانی صدمه ببیند نظیر اعتصاب ٬ بیماری کارکنان ٬ فقدان مهارت های پرسنلی ٬ در دسترس نبودن منابع انسانی کیفی ٬ تنش های سیاسی بین کارکنان ٬ عدم ایمنی ٬ عدم توجه به محیطی 3- ریسک حمایتی : احتمال اینکه سازمان به واسطه کم توجهی به فعالیت های پشتیبانی (حمایتی ) در حوزه منابع انسانی با مشکل جدی از نظر کارکرد مواجه شود مانند عدم آموزش ٬ عدم اعتماد به پرسنل ٬ عدم حمایت تکنولوژی از کارکنان ٬ نظام نامناسب بیمه های درمانی ٬ ایاب و ذهاب کارکنان ٬ نظام نامناسب پرداخت منصفانه ٬ عدم تامین فرصت رشد و امنیت مداوم ٬ عدم توسعه قابلیت های انسانی ٬ عدم توجه به فضای کلی زندگی ٬ فقدان انسجام اجتماغی ... 4- ریسک هزینه ای : کم توجهی به الگوهای چهارگانه فوق و براورده ناصحیح هزینه های پرسنلی نظیر بیمه ٬(بیمه درمان ٬ بیمه عمر ) آموزش ٬ حقوق و... 5- ریسک زمانی : کم توجهی به الگوهای سه گانه فوق و ریسک مرتبط با پیشرفت کار و خطای برآورد مبتنی بر اتمام کری توسط کارکنان منجر به این ریسک می شود که فقدان مدیریت توانمند٬ مدیریت مشتری گرا٬ فقدان روابط اجتماعی بالا ... موجب بوجود آمدن این ریسک می شوند بر طبق نظر کین ٬ 6 طبقه از ریسک قابل تبیین است که می توان در حوزه منابع انسانی این ریسک ها را بشرح ذیل مطرح نمود. 1- ریسک منابع انسانی مفهومی : که بر مبنای پیش داوری مدیران در مورد بهره وری منابع انسانی و تداوم آن در سازمان شکل می گیرد که آیا منابع انسانی مورد نظر می نواند میزان سود دهی و بهره وری پیش بینی شده را بدست آورد و آیا این سوددهی تداوم خواهد داشت ؟ 2- ریسک تکنولوژی : زمانی اتفاق می افتد که تکنولوژی های جدید در حوزه منابع انسانی نظیر منابع انسانی الکترونیکی (EHR) از نظر مدیران و نیازهای سازمان به مرحلهه ثبوت نرسیده باشد 3- ریسک اجرایی : اشاره به مشکلات سازمانی و عملیاتی دارد که ممکن است مانع تبدیل شدن کارکنان به سرمایه انسانی واقعی برای سازمان شوند مانند جو سازمانی ٬ کیفیت پایین زندگی کاری ٬ خط مشی های نامناسب منابع انسانی ٬ سبک امرانه مدیریتی ... 4- ریسک اقتصادی : این احتمال که پیامدهای نظام مدیریت منابع انسانی چیزی غیر از انچه که پیش بینی شده از آب در آید ٬ نظیر هزینه هایی که برای آموزش کارکنان در نظر گرفته می شود هزینه های بهداشت و ایمنی کار و... 5- ریسک سازمانی : احتمال اینکه کارکنان (منابع انسانی ) برای هنجارها ٬ مدیریت یا فرهنگ سازمانی تهدید محسوب می شوند یا احتمال اینکه کارکنان جذب شده برای فرهنگ سازمانی ٬ ساختار سازمانی و مانند اینها خطر آفرین باشند به عنوان مثال جذب افرادی که فرهنگ فردگرایی دارند برای سازمانی که به دنبال طراحی و استقرار ساختار تیمی است یا جذب افرادی که فرهنگ فرد گرایی دارند برای سازمانی که به دنبال طراحی و استقرار ساختار تیمی است یا جذب افرادی که نوع باورها و ارزش های آنها در تضاد با باورها و ارزش های مورد نظر مدیریت ارشد سازمان قرار می گیرد 6- ریسک مقرراتی : احتمال اینکه منابع انسانی به واسطه قوانین و مقررات بازدارنده ٬ کارکرد مناسبی را از خود نشان ندهند مانند مقررات ورود و خروج ٬ مقررات مربوط به جذب ٬ ارتقا٬ گزینش ٬ تخلفات اداری و ... انواع ریسک های مطرح شده کین و پریچارد جز ریسک هایی بودند که در حوزه منابع انسانی مطرح هستند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 23:56 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
بازداشت موجودی حساب مشتریان بانک تکلیف بانک در خصوص مشتریانی که بدهی حال شده به بانک داشته و از طرفی دستور بازداشت موجودی حساب آنان نیز به بانک ارسال شده باشد چیست؟ از آنجاکه بانک حسب تکلیف قانونی مکلف به تبعیت از دستور مراجع ذیصلاح قانونی در بازداشت موجودی حساب مشتریان است ٬ بنابراین ضروری است در مورد مشتریانی که بدهی حال شده به بانک داشته و حساب مشتری نیز موجودی دارد به محض تحقق دین بدون فوت وقت به استناد شرایط حسابجاری یا هر مستند دیگر که بین بانک و مشتری موجود است طلب بانک از محل موجودی حساب مشتری تسویه و معوق نگاه داشتن چنین پرونده هایی موجب مسئولیت اداری متصدیان امر خواهد بود
سفته آیا در صورت کم شدن بدهی مشتری شعبه می تواند معادل بدهی از سفته ها را واخواست نماید ؟ واخواست نمودن سفته به میزان بدهی مشتری بلا مانع می باشد . در صورتی که وجه سفته توسط شخص ثالث غیر از متعهد یا ضامن پرداخت شود درخواست استرداد لاشه سفته از طرف چه کسی قابل پذیرش است ؟ درخواست استرداد از سوی متعهد است با توجه به حفظ حقوق و منافع بانک و جلوگیری از هرگونه سوء استفاده احتمالی از طرف متعهد ٬ می توان گواهی مبنی بر پرداخت وجه توسط شخص ثالث را صادر کرد
حساب مشترک آیا برای دو شرکت می توان حساب جاری مشترک افتتاح نمود؟ هرگاه در اساسنامه دو شرکت مدیران شرکت حق تفویض اختیار به شرکت دیگر برای برداشت از حساب جاری مشترک را داشته باشند ٬ افتتاح حساب مانع ندارد
عقود اسلامی اگر مستاجر در قرارداد اجاره به شرط تملیک به علت نداشتن امکانات مالی نتواند مال الاجاره را به بانک بپردازد ٬ ایا امکان انتقال اجاره نامه و مانده مال الاجاره به ثالث وجود دارد ؟ خیر با تتوجه به اینکه در قرارداد اجاره به شرط تملیک مباشرت مستاجر در استفاده از ملک شرط می شود و در پایان مدت اجاره خود مستاجر در صورت عمل به مندرجات قرارداد مالک عین مستاجره خواهد شد بنابر این تغییر مستاجر و واگذاری ملک به ثالث قابل قبول نبوده لیکن در صورت عدم ایفای تعهدات توسط مستاجر بانک حق فسخ قرارداد اجاره به شرط تملیک را خواهد داشت که پس از فسخ و تخلیه و تحویل ملک انعقاد قرارداد اجاره به شرط تملیک جدید با متقاضی (ثالث ) که واجد شرایط باشد بلامانع خواهد بود
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 21:46 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
اخیرا" مطالعه ای که در دانشگاه جان هاپکینز انجام شد نشان داد مردانی که در اغلب اوقات روز ناراحت و تند خو هستند 43% بیشتر از افراد ارام به بیماری های لثه دچار می شوند ٬ استرس با عدم رعایت صحیح بهداشت دهان ٬ افزایش ترشح گلوکوکورتیکوئید و افزایش مقاومت بهه انسولین ارتباط دارد که همه اینها می توانند خطر ابتلای شخص به بیماری های لثه را افزایش دهند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 6:19 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
تحقیقات جدید نشان می دهد افراد ثروتمند کم تر از دیگران احساسات را درک می کنند . در یک تحقیق دانشگاهی دانشمندان متوجه شدند افراد فقیر نسبت به درک احساسات دیگران قدرت بیشتری دارند و عواطف انسانی را عمیق تر حس می کنند. دانشمندان معتقدند یکی از مهمترین دلایل این موضوع آن است که افراد فقیر بیش تر از ثروتمندان نیاز دارند تا به انسان های دیگر تکیه کنند و بیش تر خود را نیازمند کمک های آن ها می دانند . این در حالی است که ثروتمندان برای حل مشکلات خود کمتر به کمک دیگران وابسته هستند و همیشه سعی می کنند بدون نیاز به ان ها مشکلات خود را حل کنند. به عبارت بهتر ثروت باعث می شود ثروتمندان در درک عواطف و احساسات انسانی توانایی کم تری داشته باشند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 6:17 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
|
|
"قانون پارتو"
سالها قبل یک متخصص مدیریت به نام پارتو قانون مهمی را بیان کرد < ما برای انجام همه ی کارها وقت نداریم٬ ما برای انجام همه ی کارها پول نداریم ٬ اما برای انجام مهمترین کارها ٬ وقت و پول داریم.> بنابراین یکی از" مهمترین کارها " این است که تعیین کنیم " مهم ترین کارها " برای من کدام اند به این کار<اولویت بندی > می گوییم . اگر اولویت بندی نداشته باشیم وقت و پول خود را صرف کارهایی می کنیم کهاز درجه دوم یا حتی سوم اهمیت برخوردارند ٬ ان وقت برای کارهای درجه یک خود وقت یا پول کافی نداریم . علاوه بر وقت و پول در دیگر زمینه ها هم ما دچار محدودیت منابع هستیم . برای نمونه ٬ در زمینه اعتبار ما دربین مردم اعتباری داریم اما این اعتبار بی نهایت نیست. اگر اعتبارمان را درجایی خرج کنیم که از درجه اهمیت پایینی برخوردار است در جایی که از درجه ی اهمیت بالاتری برخوردار است اعتبار کم می آوریم . سعدی این مطلب را به زیبایی بیان کرده است : سخن کم گوی تا در کار گیرند قانون پارتو در معیارهای زندگی : همه سلیقه های من را دیگران نمی توانند برآورده کنند پس لازم است به وضوح و روشن بیان کنم که مهم ترین اصول من در زندگی کدام اند . ان گاه دیگران می توانند در مراوده با من مهم ترین اصول و ارزش های مرا رعایت کنند قانون پارتو در روابط با انسان ها : همه ی انسان ها را نمی توان راضی نگه داشت اما می توان مهم ترین انسان ها را راضی نگه داشت. پس لازم است تکلیف خودم را روشن کنم که مهمترین انسان ها در زندگی من چه کسانی هستند و بیش ترین سرمایه گذاری را روی چه کسانی لازم است انجام دهیم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 13:6 توسط حسین مهدیقلی
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 12:51 توسط حسین مهدیقلی
|
|
|||